ميرزا حسن حسينى فسايى
151
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
پيوند زناشوئى بست و اورمزد از اين پيوند زاده شد . شاپور رازى كشنده سوفراى شيرازى نيز از خاندان مهرك بود « 1 » در كارنامه اردشير بابكان نيز آمده است كه : اردشير از آنجا باز به اردشير خره آمد و كار با « مهرك نوشزادان » كرد و مهرك كشت و شهر و جاى و هيرو خواسته همگى به خويش كرد « 2 » اما در همين اوان در جهرم سباك « 3 » مىزيست : يكى نامور بود نامش سباك * ابا آلت و لشكر و راىپاك كه در شهر جهرم بد او پادشا * جهانديده با داد و فرمان روا مر او را خجسته پسر بود هفت * چو آگه شد از پيش بهمن برفت ز جهرم بيامد سوى اردشير * ابا لشكر و كوس و با دارو گير فراوان جهانجوى بنواختش * بزود آمدن ارج بشناختش مر او را بجاى پدر داشتى * بران نامدارانش سر داشتى « 3 » سباك كه در نسخههاى مختلف شاهنامه به صورت تباك و بواك آمده است ، درست نيست و صورت صحيح آن در كارنامه اردشير به صورت بناك Bunak ضبط شده است كه به معنى ريشه و بندار و اصيل است « 4 » بعلاوه داستان شاهنامه در مورد اينكه بناك از جهرم برخاست با كارنامه اردشير متفاوت است زيرا در آنجا مىخوانيم كه چون اردشير به رامش اردشير رسيد ، مردى بزرگمنش بناكنام بود و از سپاهان كه از دست اردوان گريخته بود آنجا بنه داشت خود با شش فرزند و بس سپاه و گند به نزديك اردشير آمد و سوگند خورد . . . كه تا زنده باشم خود با فرزندان فرمانبردار تو باشم اردشير خرم بود و آنجا روستائى كه رامش اردشير خوانند فرمود كردن بناك با سواران آنجا هشت « 5 » چون يزدگرد بزهكار درگذشت ، بهرامگور به يارى منذر براى تصاحب تخت شاهى از يمن رو به ايران نهاد و به جهرم كه دشتى بىآب بود رسيد : چو منذر به نزديك جهرم رسيد * بر آن دشت بىآب لشكر كشيد
--> ( 1 ) . فردوسى ، شاهنامه ، جلد هفتم ، ص 169 ، بيت 247 و 251 ، چاپ مسكو ، 1968 ، و جلد هشتم شاهنامه ، ص 32 ، بيت 57 . ( 2 ) . فرهوشى ( مصحح ) ، كارنامه اردشير بابكان ، ص 77 ، تهران 1354 . ( 3 ) . فردوسى ، شاهنامه ، جلد هفتم ، ص 132 ، بيت 374 ، چاپ مسكو ، 1968 . ( 4 ) . فرهوشى ، ( مصحح ) ، كارنامه اردشير بابكان ، ص 45 ، حاشيه 3 ، تهران 1354 . ( 5 ) . فرهوشى ، ( مصحح ) ، كارنامه اردشير بابكان ، ص 47 ، حاشيه 3 ، تهران 1354 .